مرگ آن نیست که در تابوت سیاه دفن شومٍٍ " " مرگ آن است که از یاد تو با همه خاطره ها محو شوم"
وقتي عشقت تنهات گذاشت نگران خودت نباش كه بعد از اون چكار ميكني! شرمنده دلت باش كه بهت اعتماد كرد دشنه حتی توی دست سایه هاست فرصت جدایی من از شماست آسمون می خواد که فریاد بکشه بگه دیگه وقت زجر ادماست مث آسمون غربت، دلامون سردو سیاهه توی دست زرد پاییز،تنامون خزون زده لشگر آدمکای سنگی و بی عاطفه انگار از عمق سیاهی و تباهی اومده کی میشه دوباره باز موعد دیدار برسه این همه فاصله ها،جدایی ها تموم بشه ای خدا کاری بکن که فصل غصه بگذره نمیخوام عمرم تو این دقیقه ها حروم بشه خنده ها،ماسیده رو لبای خشک عاشقا حسرت شنیدن یه شعر تازه با منه دارم آتیش میگیرم تو این کویر لعنتی وقتشه که آسمون دوباره بارون بزنه من جریح تیغ عشقم،زخمی خنجر دوست تو جدایی که همیشه سخت و نا برابره چی بگم وقتی رفیقا همه نا رفیق شدن چی بگم وقتی برادر دیگه نا برادره واسه التیام این زخمای سخت و لاعلاج روز و شب بوسه به این جام بلوری میزنم سلام به دوستای گلم اومدم اینجا تا دوباره وبم رو آپ کنم اما جا داره که از دوستای گلم که تو آپ قبلی اومدن و نظر خودشون رو گفتن تشکر کنم. می خوام اسماشون رو در زیر بنویسم تا بدونن که نظراشون رو خوندم و از اینکه باهام همکاری کردن خیلی ممنونم:آناهیتا جون،آقا سعید،اقا محسن، امیر تیره گان،آقا سینا و آقا سامان. همتون گفته بودین که همین روشی که به کار گرفتم خوبه. پس منم طبق روال خودم یکی دیگه از شعرهایی رو که خیلی دوس دارم مینویسم. امیدوارم خوشتون بیاد. تو بیا ،بیا عشقمو پاک کن وببین من به خدا دارم بی تو ،تو تنهایی میمیرم نمیره ،نمیره لعنتی فکرت از سرم می سوزه دلم واسه تو این دلو میکنم دل دیوونه دوست داره،میکنمش شده به زور دلی که واسه تو بسوزه باید بندازم دور دور دیوونه بازی ام داره روانی حدی هرچند فایده ای نداره،منم روانی کردی که هم عاشقت شدم هم ازت نفرت دارم میخوام بذارم بری،نمیشه هی بد دارم به تو عادت من تو می خوای دل بکنی بری بیمرام از من؟ نمیره از یادت همه خاطراتم واسه من بدیات میمونه اینم آشیانت گــــــــــــــــــــــــل من،گـــــــــــــــــــــل من تو چرا به عشق پاک من خندیدی و صدای التماسمو نشنیدی من ساده فکر میکردم دوسم داری یا شاید تقصیر منه تو حق داری نکن اشتباه عشق ما بازیچه نبود اخه زشته با عشق ما بازی شه،بدون به تو عادت کردم میدونم عادت بدیه هرچند پشت سر تو شنیدم حرفای بدی هزار بار بهت گفتم،بازم اینو میگم بلند اینکه دوسم داری راضی میشم ولم کنی،خوب من مث تو نیستم،نمی ذارم حتی یه کم توی دل مث سنگت یه روز بیاد بشینه غم چند وقت پیش یکی از دوستای خوبم اومدم به وبم نظر داد که اینقدر شعر ننویسم ،راجع به مسائل دیگه هم مطلب بنویسم راستش منظورش رو کامل نگفت که دوس داره دقیقا راجع به چی مطلب بنویسم.خیلی راجع به این موضوع فکر کردم دیدم همچین بد هم نیست یه تغییر و تحول بدم به وبم. حالا اومدم ازتون خواهش کنم شما عزیزای من هم راجع به این قضیه نظراتتون رو بگین ،راستش واسم مهمه . میخوام بدونم هر کدوم از شما دوس دارین وبم چه جوری باشه منتظرم نذارین ها .میخوام آپ بعدی وبم به نظر شماها باشه. دوستون دارم .تا بعد بای توی خلوت پر از همهمه که صدایی به صدا نمیرسه اگه میتونی منو دعا بکن من که دستم به خدا نمیرسه آسمونا ارزونی پرنده ها جای آسمونا یه قفس بده همه دارو ندارمو بگیر هر چی بودمو دوباره پس بده بازم هیچ راهی به مقصد نرسید من هزارو یک شبه معطلم تا ته جاده دنیا رفتمو بازم انگار سر جای اولم چرا دنیا با تمام وسعتش مرهمی برای زخم من نداشت پای هر چی که دویدم آخرش حسرت داشتنش رو توی دلم گذاشت سر رو شونه های سنگ روزگار قد این فاصله هق هق میکنم دارم از ثانیه ها سیر میشم دارم از دوریه تو دق میکنم پشت این خنده های مصنوعی ما دل به این بغض گلو شکن بده روزگار سردمو ورق بزن دست مهربونتو به من بده گم شدم توی شبی که خودمم شبی که حتی یه فانوس نداره منو با خودت ببر به روشنی آخه هیشکی مث تو منو دوس نداره لک زده دلم واسه یه هم زبون شیشه دل همه سنگ شده میدونی دلیل گریه هام چیه آی خدا دلم واست تنگ شده توی شهر بی صدایی،بی صداترین صدا عشق توی خاک غربت و غم،با همه کس آشنا عشق با تموم خستگی ها،با همه شکسته گی ها بهترین پناه و یاور،برای این آدما عشق میون این همه دشمن ،میون کینه و نفرت توی این نامردمی ها،اون رفیق بی ریا عشق وقتی که برای آدم معنی عشق شده ابهام توی بهت حرف و واژه،بهترین نام خدا عشق میون جاده غربت،توی راه بی کسی ها بهترین پناه برای خستگی عابرا ،عشق وقتی که سکوت و گریه توی قلب آدما هست تو سکوت قلب خسته ،اون صدای آشنا،عشق تو شباي بي ستاره ِِِ ماه عاشق تك و تنهاست مثه يه شاعر تنها ِ تو شب بلند يلداست تو شباي بي ستاره ِ روح دريا بيقراره پر موج و التهابه ِ هميشه چشم انتظاره چه بزرگه غم شهري ِ كه شب اون بي ستاره س شهر شب در انتظاره ِ يه تولد دوباره س شهر شب در انتظاره ِ يه ضيافت قشنگه اين زمين عاشق نورو لحظه هاي رنگارنگه آسمون ميبينه شبها ِ كه ديگه پايون نداره گريه هاي گل شب بو ِ واسه دوريه ستاره گل شب بو نميدونه ِ كه ستاره مون كجا رفت آخه از شهر شب ما ِ اون غريب و بي صدا رفت








تو 
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




